


گروه رسانهای پردازش – برای مدت طولانی در طی بیشتر نیمه دوم قرن بیستم، روایت بخش فولاد توسط تکنولوژیستهایی گفته شده که بر توسعه تکنولوژیهای پیشرفت جهشی متمرکز بودند: شاخههای زینتر کردن، کارخانههای نورد گرم نوار ورق، BOFها، CC، متالورژی ثانویه، EAFهای بهرهوری بالا، کورههای بلند با خروجی بالا، خطوط گالوانیزه و آنیل پیوسته، کارخانههای نورد سرد و… این تصویری از یک بخش اقتصادی را پیشبینی کرد که واکنشی، نوآورانه و اغلب آیندهنگر در مرحله تکنولوژی جهانی و منطبق با معیارهای پیشرفت و مدرنیته به عنوان پارادایمهای فلسفی زمان بود.
مورخان روایتی در مورد روایتهای طولانی مدت مواد را شرح دادند که نشان میدهد که چگونه مواد با تاریخ بشر از پیش از تاریخ، دوران پارینهسنگی برای پیشینیان همراه بودهاند و چگونه تکنولوژیهای جدید مطرح شدند هنگامی که جامعه و تکامل آن “نیازمند” آنها شد. این موضوع مواد را در یک منظر گذرای طولانی قرار میدهد و باعث میشود که آنها بهعنوان نامتغیرهایی در بافت زمان تاریخی ظاهر شوند. خانوادههای جدیدی از مواد در ارتباط با افزایش پیچیدگیهای معرفت تکنولوژیکی پدیدار میشوند، اما ندرتا بهطور کامل ناپدید میگردند و نه به طور سیستماتیک با “مواد جدید” جایگزین میشوند. مهمترین مواد از لحاظ مقدار امروز چوب، بتن و فولاد میباشند که کموبیش موقعیت مشابه ۲۰۰۰ سال پیش است!
فولاد در زمره مواد ساختمانی بسیار استوار است، زیرا به طور قابلملاحظهای با مواد جدید جایگزین نشده است: آنچه از لحاظ سهم بازار اتفاق افتاده، بیشتر شبیه تنظیمات مرزی است تا گرفتن کل حیطه بزرگ. از این رو، فولاد یک کالای (کامودیتی) تولید شده توسط تکنولوژی تجمعی است، مفهومی که اخیرا در مورد تکنولوژیهای کلیدی و یا تکنولوژیهای توانمندساز اصلی توسعه یافته است، نامی که توسط کمیسیون اروپا، برای ایجاد چشمانداز و یا روایت در مورد آینده منطقه تصویب شده است.
روایت مورخان به صورت متن آگهی تلویزیونی تنظیم شده است، که در آن توالی تکنولوژیها با جایگزینی دیگری برای تولید همان مواد یا ترجیحا، یک ماده بر پایه یک مفهوم قوی (برای مثال آهن یا سرامیک) میباشد، اما با زمان بهطور عمیقی، از لحاظ مقدار، کیفیت و خواص تغییر میکند. بنابراین تولید آهنوفولاد وارد مرحله احیا در حالت جامد و سپس مراحل احیا در حالت مایع، در ابتدا فقط برای چدن خام و سپس فولاد شد.

از زمان جنگ جهانی دوم و اواسط قرن بیستم، تغییر شتاب گرفته است. تکنولوژیهایی که در کانون پیشرفتهترین کارخانههای امروزی فولاد قرار دارند، در آن زمان توسعه یافتند، ریختهگری پیوسته احتمالا یکی از نمایانگرترین این نوآوریها بود. ظهور پیاپی این تکنولوژیها در شکل (۱) نشان داده شده است. توجه داشته باشید که یک تکنولوژی همانند EAF که در اوایل قرن بیستم اختراع شد و در ابتدا بر تولید فولادهای مخصوص متمرکز بود، به یک تکنولوژی فرآیند عمده برای تولید انبوه فولادهای کربنی در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تبدیل شد: بنابراین تکنولوژیها میتوانند چند زندگی داشته باشند!
هرچند اخیرا، از دهه ۱۹۹۰، فرآیندهای جدید فقط حاشیه دورنمای تکنولوژی را تغییر داده است، با وجود این ارائه تکنولوژیهای جهشی جدید در حال جوشیدن بوده است:
• ذوب احیایی به مفاهیم فرآیند جدید منتج شده است که بسیاری از آنها به مقیاس تجاری، TRLهای بزرگ تبدیل شدهاند، بهطوریکه امروز یکی درحال کار میباشد، اما آنها یا ناپدید شده یا برای غلبه بر استیلای کورههای بلند دندان تیز نکردهاند. بسیاری از آنها کار را نیمهکاره رها کردند.
• همان روایت در مورد احیای مستقیم نیز که میتواند سهم بازار را متناسب با مقدار گاز طبیعی قابل دسترس با قیمت رقابتی در مقایسه با زغالسنگ بگیرد، صدق میکند. عرضه تکنولوژی بزرگ نیز به دو فرآیند اساسی، میدرکس و HyL، که به ویژه از نظر اندازه در حال پیشرفت هستند، تحلیل رفته است.
و…
به نظر میرسد که این روایت ۱۰ یا ۲۰ سال پیش بسته شده است که آن را از لحاظ ارتباط و تصویر ذهنی بخش تضعیف میکند.
البته، هنوز روایتهایی برای گفتن وجود دارند، اما زمان تبدیل آنها به استفاده تجاری نامشخص است و بررسی آن جوهره مطالعات آینده است.