
مهندس غلامرضا طبیبی، مدیرعامل شرکت “چدنریزان جی” در تشریح دلایل عدمبهرهوری در صنعت فولاد عنوان کرد:
حاشیه سود بالا، فولادسازان را از تفکر به ارتقا بهرهوری بینیاز کرده است
رفتار و عملکرد کارفرمایان بزرگ، گویای حمایت از سازندگان داخلی نیست
ضرورت استفاده از تکنولوژیهای نو بهویژه در کورههای ذوب با هدف صرفهجویی در مصرف انرژی، نحوه طراحی مطلوب طرحهای فولاد و لزوم انتخاب مکانی درست برای صنایع فولادی، فعالتر شدن تحقیق و توسعه در شرکتهای فعال در این عرصه و در نهایت بررسی موانع و راهکارهای تولید فولاد از جمله مباحثی است که در این مقاله به قلم مهندس غلامرضا طبیبی به نگارش درآمده و به چاپ رسیده است.
او که همواره شعار “در تقابل اندیشهها، اندیشه برتر را میجوییم” را به عنوان سرلوحه کارهای خود قرار داده، به نکات جالبی اشاره کرد که باهم میخوانیم:
امتیازات تولید فولاد در کشور ما به نسبت سایر کشورها عبارتند از: ۱- نیروی کار کارآمد و ارزانقیمت ۲-انرژی ارزان ۳- دسترسی به مواداولیه مانند سنگآهن و فروآلیاژها ۴- دسترسی به آبهای آزاد
هر کدام از این عوامل به تنهایی میتوانند تولید فولاد را در یک کشور موجه نشان دهند. حال که کشور عزیز ما همه این امتیازات را یکجا دارد، اما با بودن این امتیازات یک سوال اساسی مطرح است: آیا تولید فولاد در کشور ما دارای توجیه اقتصادی است؟ به عنوان مثال اگر قیمت انرژی آزاد شود و دولت یارانه انرژی را حذف کند یا هزینه استخراج، اکتشاف و سرمایهگذاری در صنایع مادر و تولید آهناسفنجی توسط دولت یا شرکتهای دولتی انجام نشود، آیا بازهم تولید به صرفه خواهد بود؟ آیا شرکتهای فعال در بخش فولاد میتوانند با سایر تولیدکنندگان در سایر کشورها رقابت کنند؟ چرا در صورت حذف یارانه انرژی تولید فولاد در کشور به صرفه اقتصادی نیست؟ پاسخ این سوال و سایر سوالهای مشابه این سوال به روشنی معلوم است و حتی در یک کلمه خلاصه میشود، خیر. در صورت حذف یارانه انرژی و آزادسازی قیمتهای انرژی، تولید فولاد در کشور ما توجیهپذیر نخواهد بود و چه بسا با بحران نیروی انسانی مواجه شویم.
بهطور کلی آنچه باعث میشود که این اتفاق رخ دهد عدم توجه به استفاده از دانش نوین و تکنولوژی روز برای تولید فولاد میباشد. به تعبیری سادهتر بهرهوری در تولید فولاد اصلا معنا و مفهومی ندارد و اگر به دنبال علت آن باشیم، به راحتی متوجه خواهیم شد که گپ حاصل از قیمت تمام شده فولاد تا فروش که در بعضی از زمانها به بیش از ۵۰ درصد میرسد، اجازه اندیشیدن به بهرهوری را از سرمایهگذار گرفته است و سرمایهگذار ترجیح میدهد با همان شیوه قدیمی و استفاده از ماشینآلات قدیمی به تولید ادامه دهد و از این آشفته بازار حداکثر سود را به دست بیاورد، حال به چه قیمتی؟ خدا میداند! با از بین بردن سرمایه ملی و اتلاف انرژی و عدم توجه کافی به بهرهبرداری، عدم استفاده بهینه از ماشینآلات.
شاید اگر سرمایهگذار از روز اول میدانست که بایستی در قیمت تمامشده خود، قیمت انرژی را بدون احتساب یارانه محاسبه کند، آن موقع معیارهای خرید کوره ذوب و ماشینآلات، طراحی مجموعه و چیدمان آن و بسیار مولفههای دیگر تغییر پیدا میکرد. اگر به آمار فولاد توجه کنیم، بیش از ۲۰ درصد تولید فولاد کشور در شرکتهای خصوصی و به روش القایی انجام میشود و ۸۰ درصد باقیمانده توسط شرکتهای دولتی و یا شرکت های خصولتی بهصورت کوره بلند و کوره قوسالکتریک انجام میشود. پس رانت حاصل از انرژی در ابتدا برای شرکتهای دولتی و خصولتیها است و بعد از آن بخش خصوصی از این رانت بهره میبرد.
بهرهوری و تحقق و توسعه در شرکتهای دولتی و خصولتی تا حدودی وجود دارد، لیکن به درستی اجرا نشده است و دلیل آن هم کاملا بارز و روشن است. تا زمانی که انرژی با رایانه توزیع میشود و سود حاصل از فروش بسیارخوب و قابلتوجه است، کسی به دنبال اصلاح ساختار و استفاده از تکنولوژی روز و نوین نیست زیرا هر تغییری در سازمان نیاز به هزینهکردن دارد و مطمئنا مقاومتهایی نیز در مقابل آن شکل خواهد گرفت.
ما باور داریم بهرهوری در فولاد از همان روز ایجاد طرح آغاز میشود. مشاور و طراح در ابتدا با طرح سوالاتی مانند این که چگونه طراحی کنیم؟ کجا احداث کنیم؟ آیا مولفههای مورد نیاز برای احداث یک واحد ذوب در محل وجود دارد؟ اینک با چه ظرفیتی احداث و تولید کنیم تا توجیه اقتصادی داشته باشد؟ چگونه و به چه شکلی تولید کنیم تا بهترین محصول را با حداقل قیمت داشته باشیم؟ و در پایان چه محصولی تولید کنیم تا ارزشافزوده بهتری داشته باشد؟ چگونه خرید کنیم؟ آیا در خرید ماشینآلات علیالخصوص کوره ذوب به دنبال صرفهجویی انرژی باشیم یا نه؟
همکاران ما در شرکت چدنریزان جی با مجموع بیش از ۲۰۰ سال سابقه اجرایی و به عنوان مشاور و مجری طرحهای فولادی به صورت EPC، بازدید از بیش از یکصد کارخانه تولید فولاد در داخل و خارج از کشور و بررسی میزان تولید آنها، نحوه تولید، نیروی انسانی و بررسی نحوه چیدمان کارخانه، چگونگی دسترسیها به مواداولیه، انبار و… به تمامی این سوالات پاسخ میدهند و در طرحیهای خود توانستهاند انقلاب نوینی را در احداث کارخانههای جدید فولاد به وجود آورد. این شرکت با مطالعات فاز صفر، مطالعات ژئوتکنیک خاک، بررسی منطقه و عوارض آن، تهیه دیاگرام ارتباط فضایی سایت، ارتباط میان فضاها، طراحی نقشههای معماری، سازه، الکتریکال و مکانیکال و تحلیل سایت به لحاظ بادهای غالب و بارش سالیانه، اقدام به طراحی کارخانه فولاد نموده است و سعی نموده از آخرین تجربیات و تکنولوژی روز در طراحیهای خود و خرید ماشینآلات علیالخصوص کورههای ذوب القايی استفاده ببرد. همچنین سعی خواهیم کرد در نوشتارهای آتی در خصوص نحوه انتخاب کوره ذوب القايی و میزان برق مصرفی آنها، مطالبی را خدمت عزیزان فعال در این صنعت عرض نماییم.
این شرکت هم اکنون با رعایت موارد ذکر شده، اقدام به طراحی دو مجموعه ذوب و نورد به صورت القايی، در ظرفیتهای دویست و یکصد هزار تن نموده است که در سالجاری به بهرهبرداری میرسد.