


ماهنامه پردازش – موسسه تحلیلی WSD در یکی از موارد “دیدگاه استراتژیک” قبلی خود، برخی از جوانب مثبت و منفی “انقلاب سبز” را برای کارخانههای فولاد فهرست کرده است. WSD معتقد است که تعدادی از نیروهای بالابرنده که باعث ایجاد محیط فعلی “عصر سود طلایی” صنعت فولاد شدهاند، ماهیت میانمدت تا بلندمدت دارند شامل:

– در آمریکا،تعرفههای بخش ۲۳۲ که توسط دولت ترامپ اجرا شده است،با وجود تغییر در رهبری حزبی و ریاست جمهوری، بهمیزان زیادی به قوت خود باقی است. حرکت به سمت تسهیل سیاستها از طریق مصالحه “سهمیه نرخ تعرفه (TRQ)” با شرکای تجاری “دوستانه” تاریخی، مانند اتحادیه اروپا، ژاپن و دیگران، احتمالا تا حدودی تاثیر این مانع را تضعیف میکند؛ اما، بهنظر میرسد که حذف کامل آن بسیار بعید است.
– اتحادیه اروپا اخیرا سیستم مبتنی بر TRQ خود را برای ۳ سال دیگر تمدید کرده است که مدت کوتاهی پس از اعلام آمریکا در مورد اقدامات بخش ۲۳۲ در سال ۲۰۱۸ اجرا شده بود؛ سیستم توسعهیافته تا حد زیادی نسبت به شرایط اولیه خود بدون تغییر باقی ماند.
– چین اقدامات خود برای محدود کردن صادرات در مواجهه با تداوم فشارهای خارجی برای کاهش ظرفیت مازاد و همانطور که قبلا بحث شد، “محصور کردن” بازار داخلی خود را اجرا کرده است. حذف مالیات بر ارزشافزوده ۱۳ درصدی بر صادرات نوار ورق گرم میتواند به تعدادی دیگر از محصولات فولادی در سالهای آینده نیز تعمیم یابد، بهویژه اگر تقاضای چین کاهش یابد که موجب فشار جدیدی برای جلوگیری از صادرات این کشور میشود.
– قبل از تهاجم، روسیه و اوکراین اقدامات مختلفی را برای مالیات بر صادرات مواد اولیه (بهویژه قراضه فولاد) و کالاهای فولادی نهایی اعلام کردند.
– تایلند نیز عوارض گمرکی جدید واردات نوار ورق نورد گرم از مصر و ویتنام را از تقریبا ۵ درصد تا ۴۲ درصد بسته به کارخانه فولاد اعلام کرده است.
بهطور کلی،شکی نیست که دولتها و سیاستگذاران در سراسر جهان تلاشهای خود را برای حمایت از منافع صنایع فولاد داخلی خود و همچنین سایر بخشهای متاثر از روندهای “جهانیسازی” که قبل از سال ۲۰۱۶بهعنواننیروی غالباقتصاد کلانعمل میکردند، افزایش دادهاند.به نظر WSD،انقلاب فولاد سبز وانقلاب سبز گستردهتر احتمالا فقط عصر حمایتگرایی را تقویت میکند، با توجه به سرمایه بیسابقه مورد نیاز برای اجرای این سیاستهای “سبز” غرایز حمایتگرایی منطقهای را تشدید خواهد کرد.