


گروه رسانهای پردازش بررسی میکند:
نگاهی به انباشت سمی فلزات سنگین در استان زنجان
بررسی آسیبهای زیستمحیطی باطلههای کارخانجات تولید سرب و روی
گروه رسانهای پردازش-آلودگیهای زیستمحیطی از مهمترین عوامل مؤثر بر تخریب و تنزل کیفیت پهنه زیستی کره زمین و اجزای آن محسوب میگردد. در این میان، فلزات سنگین از دیدگاههای زیستی، اکولوژیکی و سلامتی بشر از اهمیت ویژهای برخوردارند.
سرب، یک عنصر شیمیایی سنگین و خطرناک با نماد Pb و عدد اتمی ۸۲ است که در طبیعت وجود دارد. این عنصر که از کلمه لاتین “Plumbum” آمده است، به راحتی در محیط طبیعی پیدا میشود و به طور گستردهای در صنعت استفاده میشود. برخلاف برخی عناصر دیگر، سرب هیچ نقش بیولوژیکی برای انسان یا حیوانات ندارد. به عبارت دیگر، بدن ما نیازی به سرب ندارد؛ با این حال، با وجود خطرهای شناخته شده، سرب همچنان در فرآیندهای صنعتی، از جمله تولید باتری، رنگ و پلاستیک استفاده میشود.
از نظر شیمیایی، سرب نسبتاً ثابت است ولی میتواند با اکسیژن و اسیدها واکنش نشان دهد. در عین حال که سرب از نظر شیمیایی جذاب است، این عنصر نیز بسیار خطرناک است. سرب میتواند به بدن انسان آسیب برساند و باعث بیماریهای جدی شود. بنابراین، استفاده از سرب در صنعت و زندگی روزمره باید با دقت انجام شود.
مخاطرات بیولوژیکی فلز سنگین سرب
میزان جذب سرب وارد شده به بدن در کودکان چهار تا پنج برابر بیشتر از بزرگسالان است. این فلز سنگین سبب اختلال در واکنشهای آنزیمی بدن و به خصوص در سنتز مولکول هم میشود که قسمت اساسی هموگلوبین بوده و برای انتقال اکسیژن در تمام بدن انسان، جزءاساسی است؛ همچنین سبب کاهش عمر گلبولهای قرمز خون و عوارض کلیوی، قلبی و عصبی میشود. سرب با عبور از کیسه و آمنیون جفت، روی جنین اثرات سوء میگذارد و در استخوانهای دراز بدن (مانند دست و پا) ایجاد رسوبات شیار مانند میکند.
سرب سبب کمخونی میشود، ضایعات مغزی و عصبی میدهد و در کودکان سبب تاخیر در رشد و نمو میشود؛ این فلز در استخوانها تجمع یافته و سلامت آنها را در بزرگسالی به خطر میاندازد، بر سیستم عصبی ایجاد سمیّت میکند، روی قلب اثرگذاشته و سبب افزایش فشار خون میشود.
به گفته فاطمه صادقی، رییس گروه عوامل شیمیایی و سموم مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت، سالانه در جهان بیش از دومیلیون مرگ نتیجه مستقیم مواجهه با آلایندههای شیمیایی است که بیش از نیمی از آنها دراثر مسمومیت با سرب است.
وی براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی (who)، سرب را یکی از ۱۰ ماده شیمیایی خطرناک در جهان برشمرد که سلامت شاغلان به خاطر مواجهه شغلی و سایر افراد جامعه به ویژه کودکان را به طور جدی به خطر میاندازد.
اثرات سرب بر محیطزیست
سرب علاوهبر انسان و محیطزیست، میتواند در خاک، هوا و آب تجمع یابد و برای گیاهان، حیوانات و میکروارگانیسمها مشکلساز شود.
این ماده معدنی در خاک میتواند برای گیاهان خطرناک باشد و ممکن است موجب کاهش رشد گیاهان شود که این امر میتواند به نوبه خود برای حیواناتی که از این گیاهان تغذیه میکنند، مشکلساز شود.
حیوانات نیز ممکن است از طریق غذا، آب، یا تماس با خاک آلوده به سرب، آن را جذب کنند. مانند انسانها، سرب میتواند برای حیوانات بسیار خطرناک باشد و باعث بیماریهای مختلف شود.
این فلز سنگین میتواند برای میکروارگانیسمها خطرناک باشد؛ علاوهبر آن، باعث کاهش تنوع میکروبی در خاک و آب شود که میتواند بر توازن زیستمحیطی به شرح زیر قابل تأثیر بگذارد:
صنعت سرب و روی
در ایران، اغلب پهنههای معدنی سرب و روی با هم هستند و پهنه معدنی که فقط سرب یا فقط روی باشد بسیار محدود است. ازاینجهت غالباً تحلیلهای این دو صنعت نیز توأمان ارائه میشود.
ازآنجاییکه بیشتر تقاضای سرب مربوط به باتریسازی است و خودروهای تولیدی به سمت الکتریکی شدن در حال پیشروی هستند ممکن است تقاضای سرب در آینده، تقاضای چندان قویی نباشد. البته از سوی دیگر این دیدگاه وجود دارد که شاید بخشی از دنیا به سمت خودروهای الکتریکی حرکت کند اما در اکثر نقاط جهان همچنان مصرف سوختهای فسیلی رواج خواهد داشت و در آیندهی نزدیک ازاینجهت خطری تقاضای سرب در جهان را تهدید نمیکند.
روشی که عمدتاً در ایران برای تولید روی استفاده میشود، روش هیدرومتالورژی است. این روش چهار مرحله مختلف دارد. مرحلهی اول در آن انحلال یا لیچینگ است. در این مرحله چیزی به نام کیک لیچ وجود دارد که به زبان ساده به معنای خالصسازی مجدد باطلههای خاک معدنی است چرا که تمام روی موجود در آن را در وهله اول نمیتوان استخراج کرد. البته این نکته را نیز باید بیان کرد که تمامی کارخانههای تولید شمش روی چنین فناوری را ندارند.
سپس در مرحلهی دوم تصفیه یا خالصسازی انجام میشود. مرحلهی سوم تولید ورق روی یا الکترووینگ هست و در پایان نیز مرحلهی چهارم ذوب و ریختهگری یا تولید شمش روی است.
میتوان گفت درکل، برخلاف فولادیها که روشهای تولید در آنها غالباً مشابه است، درخصوص سرب و روی روی اینگونه نیست و ممکن است برخی از کارخانهها از اسیدسولفوریک استفاده کنند و برخی دیگر نکنند و یا برخی از آنها کیک لیچ را مجدداً خالصسازی کنند اما برخی دیگر از کارخانهها توانایی انجام آن را نداشته باشند.
ممکن است در برخی از کارخانهها تولید سرب و روی، سرباره نیز جمعآوری شده و به فروش برسد. سرباره روی در واقع چیزی مشابه با جمعآوری بخار بنزین در برخی پمپبنزینها و یا تکنولوژی قطران بخار برخی از مواد شیمیایی استفاده شده در شرکت ملی مس باشد و برای جلوگیری از هدررفت آن صورت میگیرد.
کانسار سرب و روی انگوران به عنوان یکی از بزرگترین ذخایر سرب و روی خاورمیانه و جزو پنج معدن بزرگ ایران بر اساس قانون تشخیص معادن بزرگ از کوچک قرار دارد. در این منطقه، افزون بر معادن فلزی و غیرفلزی متنوع صنایع، کارخانههای بسیاری هم وجود دارد که بیشتر به عنوان صنایع تبدیلی خاک روی به کنسانتره و یا ساخت و تولید شمش سرب و روی به فعالیت مشغول هستند.
بر اساس نتایج بدست آمده در پژوهش پرویز عبدی، عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی زنجان که تحت عنوان “بررسی آلودگیهای زیستمحیطی کارخانه سرب و روی زنجان (مطالعه مورد منابع آب زیر زمینی) منتشر شده، ذکر شده است که در غالب نمونههای برداشت شده از چاههای تامین آب شرب شهر زنجان که “مجاور کارخانه” بوده و چاههای آب روستاهای اطراف، غلظتهایی از آلودگی به فلزات سرب، روی و کادمیوم مشاهده گردیده که این فلزات از جمله آلایندههای موجود در پساب خروجی کارخانه سرب و روی است. بهطوریکه در تعدادی از نمونههای مورد آزمایش، میزان غلظت این فلزات چندین برابر حداکثر غلظت مجاز بوده و از نظر استانداردهای موجود برای انسان و آبزیان و سایر جانداران که از آب استفاده مینمایند مضر و در صورت مصرف دارای عوارض نامطلوب است. لذا دقت و توجه بیشتر به افزایش کنترل و پایش پساب بدفع شده توسط این کارخانه به محیط اطراف یاد آور شده و رعایت مسایل بهداشتی و زیست محیطی توسط مدیریت کارخانه را لازم می نماید.
از سوی دیگر، در تحقیقی که با موضوع “بررسی میزان آلایندگی ناشی از صنایع معدنی و فرآوری سرب و روی بر آب و خاک منطقه انگوران- دندی” منتشر شده است، عنوان شده: در اثر فعالیت صنایع موجود در منطقه میزان برخی عناصر در منطقه از حالت طبیعی خود خارج و ناهنجاریهای زیستمحیطی در منطقه ایجاد شده است. محیطزیست منطقه، بیشترین تاثیرات منفی خود را از انباشت باطلهها و پسماندهایی دریافت میکنند که با عنوان کیک در حاشیه رودها و آبراههها و یا زمینهای باز (به طور عمده زراعی) رها میشوند. این کیکها که در حقیقت پسماندهای حاصل از عملیات فلوتاسیون و ذوب روی و سرب و فرایند تولید کنستانتره هستند، شاید از نظر صنعتی بیشتر سرب و روی خود را از دست دادهاند اما از دیدگاه زیستمحیطی چندین برابر حد مجاز، سرب و روی و دیگر عناصر بالقوه سمی را در خود دارند. میزان این عناصر در برخی نمونه ها تا بیش از ۱۰ هزارppm سرب و روی و نیکل، بیش از ۸۰۰۰ ppm آرسنیک و ۴۰۰۰ ppm کادمیم نیز گزارش شده است. همچنین بررسیها نشان داده که استخرهای باطله و یا استخرهای تجمع پساب یکی دیگر از اصلیترین عوامل ایجاد خطر برای محیطزیست منطقه به شمار میروند که از جمله آن میتوان به میزان بالغبر ۲۰۰هزار ppm روی و گاه ۲۰۰۰ ppm سرب و ۲۰ هزار ppm نیکل همچنین میزان چندصد ppm آرسنیک و حتی میزان ۲۰۰هزار ppm کادمیم در آب و منابع آبی منطقه اشاره کرد. بیشترین بازتاب این ناهنجاریها در رسوبات و آب منطقه به چشم می خورد اما خاک کشاورزی نیز از این آلودگی ها متاثر شده و بیهنجاریهای عمدهای از نظر زیستمحیطی در خود جای داده است.

نظر به اهمیت موضوع از منظر زیستمحیطی و بیولوژیکی، گروه رسانهای پردازش، گفتوگویی با دکتر محمدرضا یافتیان، مدیر اداره کل حفاظت محیطزیست استان زنجان داشته و از او مخاطرات صنایع فعال منطقه بر سلامت آب، خاک و ساکنین روستاهای صنعتی پرسیدیم که در ادامه میخوانیم.
دکتر محمدرضا یافتیان، مدیر اداره کل حفاظت محیطزیست استان زنجان: استان زنجان به واسطه وجود معدن انگوران در شهرستان ماهنشان، درابتدای دهه ۷۰ یکی از قطبهای معدنی در حوزه سرب و روی با عیار ۳۵ درصد مطرح بوده است و استحصال موادمعدنی که قالبا هم به صورت تجربی انجام میشده، موجب توسعه این استان شده است اما امروزه بیش از ۸۰ درصد از موادمعدنی (خاک) مورد نیاز صنایع اصلی این استان از خارج از کشور یعنی کشورهای ترکیه، کشورهای آفریقایی، عراق، ارمنستان و… تامین میشود. نکته قابل تامل دیگر آنکه، ۸۵ درصد از خاک مورداستفاده صنایع سرب و روی بهعنوان باطله دپو میشود و تنها ۱۵ درصد آن با استحصال به شمش روی تبدیل میگردد و این به معنای دپوی فلزات سنگینی نظیر سرب، نیکل، کادمیوم و… است و محصول نهایی آن به صورت شمش به ترکیه صادر میگردد.
واردات مواداولیه صنایع سرب و روی درحالی صورت میگیرد که مزیت انرژی و نیروی انسانی در سودآوری صادرات محصولات غیرقابل چشمپوشی است و بدین ترتیب، واردات ماده معدنی به معنای دپوی فلزات سنگین در قالب کیک گرم و سرد، آهک و اسید مورد استفاده در استحصال و صادرات مزیتهای نسبی انرژی و نیروی انسانی است؛ از اینروی، توسعه صنایع سرب و روی با شرایط فعلی، درست نیست.
درخصوص آسیبهای بیولوژیکی صنایع سرب و روی، علیرغم ، انواع بیماریهای گوناگون ناشی از ورود سرب به بدن انسانها و حیوانات، مقاله معتبری که نشان از سرطانزا بودن فلز سنگین “سرب” داشته باشد موجود نیست اما سایر فلزات سنگینی که در دپو خاک حاوی سرب موجود است، همچون کبالت، جیوه، کادمیوم، نیکل و… سرطانزاست.
به طور مثال، به صراحت میتوان گفت آب شهر زنجان از آب برخی شهرهای دیگر غیرصنعتی به مراتب پاکیزهتر است اما درخصوص شهرستانهای صنعتی، آلودگیهای موجود در منطقه معدنی، ناشی از دو منبع مواد موجود در لایههای زمینشناسی و فعالیت صنایع آن منطقه است.
در حوزه محیطزیست، “نظارت” بر فعالیتهای صنایع در دستورکار سازمان محیطزیست قرار دارد و رعایت الزامات زیستمحیطی باید در اولویت تصمیمگیریهای صاحبان صنایع قرار گیرد و این مهم نه تنها در اصلاح خسران وارد شده، بلکه در جلوگیری و پیشگیری از آسیبهای احتمالی نیز باید اجرایی شود.
متاسفانه، صاحبان صنایع در کشور حتی پس از پیگیری و اعمال ضوابط از سوی سازمان محیطزیست استان، اقدامات خود را در راستای ایفای مسولیت محیطزیستی تلقی میکنند و نه وظیفه ذاتی آن صنعت.
صاحبان صنایع باید به این موضوع توجه داشته باشند که درنظر گرفتن الزامات محیطزیستی نیز همچون تامین مواداولیه، نیروی انسانی و… از واجبات فعالیت آنهاست و باید مشخصا از اقداماتی که اخطارهای زیستمحیطی و تبعات بعد از آن را به دنبال دارد به طور جدی بپرهیزند؛ گفتنی است، قانونگذاریهای صورتگرفته و پیگیریهای قضایی در سالهای گذشته موجب بهبود فرهنگسازی در رعایت الزامات زیستمحیطی شده اما هنوز با مطلوب ما فاصله زیادی دارد.
در استان زنجان علاوهبر صنایع سرب و روی، صنایع دیگری همچون نساجی نیز فعال هستند که پساب ناشی از آن صنایع نیز ممکن است وارد آبهای سطحی کند که با اصلاح سیستم تصفیه شرکتها، طراحی حوضچهها و تصفیهخانههایی برای جمعآوری و تصفیه آب ناشی از معدنکاری و… سعی در رفع آلودگیهای موجود داشتهاند.
در این میان، امروز شاهد شهرکهای صنعتی هستیم که با فاصله نزدیک به شهرها مشغول به فعالیت هستند و این مطلوب سازمان محیطزیست نیست اما استانداردهای سختگیرانهای برای بهبود عملکرد آنها درنظر گرفته شده تا مردم منطقه دچار آسیب نشوند و یا با حداقل آسیب مواجه باشیم اما امیدواریم در آینده این شهرک نیز به جای مناسبی منتقل شود که نیازمند برنامهریزی میانمدت و بلندمدت است.
ضمن آنکه، پایش خاک توسط چاههای مانیتورینگ به صورت خوداظهاری در دستورکار صنایع قرار گرفته است. به طور مثال، اخیرا در مانیتورینگ چاه یک صنعت فعال، نشانههایی از آلودگی وجود داشته اما نتایج بررسی چاه دیگری در نزدیکی آن کارخانه آن آلودگی وجود نداشت که بلافاصله به آن مجموعه اخطار و جرایمی داده شد.
با وجود کلیه اقداماتی که سازمان محیطزیست در سالهای گذشته بابت اصلاح عملکرد و وضع و پیگیری قوانین در استان زنجان انجام داده است، همچنان نیازمند هماهنگی جدیتری میان وزارت صمت و محیطزیست هستیم تا مباحثی همچون “هزینه-فایده” در توسعه صنایع بیشتر درنظر گرفته شود و اکوسیستم منطقه، شرایط اجتماعی، اقلیمی و… نیز در مکانیابی صنایع جدید لحاظ گردد.
طبق آمارهای منتشره، از ابتدای فعالیت واحدهای شهرک صنعتی تولید “روی” که بهطور قارچگونهای نیز در حال افزایشاند، دپوی ذخیره شده بالغبر ۹/۲ میلیون تن برآورد شده که در خصوص حل این معضل، جلساتی با استانداری زنجان، جهت سیاستگذاری بر فعالیت و نحوه توسعه این صنایع برگزار شده است؛ از جمله اقدامات عملی سازمان برای کاهش خطرات زیستمحیطی این دپو میتوان به مالچپاشی، طراحی کانیبو در اطراف دپو، کنترل و جلوگیری از ورود هرزآبها به آبهای سطحی و… صورت گرفته است.
با توجه به اینکه مالکیت دپو با تعیینتکلیف قضایی در ید اختیار دولت قرار داده شده و سازمان صمت استان مطالعاتی بر آنالیز فلزات آن انجام داده و با برگزاری مناقصهای، استحصال فلزات آن را در دستور کار خود قرار داده است تا در نهایت پسماند آن به مرکز مجاز پسماندهای صنعتی منتقل گردد.
این سازمان در دو سال گذشته، درخواستی برای بهرهبرداری از معدن “روی” نداشته و تنها درخواستهایی برای فعالیت معادن سنگآهن و مس داشته است.
درخصوص معارضت سازمان محیطزیست با فعالیتهای معدنکاری میتوان به این مهم اشاره کرد که هیچگاه به مساله مهم “احیا معادن” به طور جدی پرداخته نمیشود و تنها توجه به حقوق دولتی، جادهکشیهای غیراصولی و… مطرح است که منطبق با ضوابط زیستمحیطی نیست؛ این در حالی است که در کشورهای توسعهیافته، بازسازی و به اصطلاح “mine ending” از ضوابط اصلی معدنکاری بهشمار میآید.
مورد حایز اهمیت دیگر، درخواست مجوز معدنکاری داخل مناطق حفاظتشده است. استدلال آنها نیز ترجیح منافع انسان به جانوران است. این استدلال علاوهبر اینکه درایت پروردگار برای خلق این موجودات را با دستکم گرفتن موجودیت آنها زیر سوال میبرد، سوالی نیز مطرح میکند که چرا این افراد که از قشر متمول هم محسوب میشوند، برای آسایش و راحتی خود در مناطق خوش آب و هوای داخلی و یا کشورهای خارجی اقدام به خرید باغ، ویلا و… میکنند تا از فضای سبز و طبیعی آن لذت ببرند اما در مواجهه با طبیعت زیبای خودمان این فضای طبیعی نادیده گرفته میشود؟
در پایان با تاکید بر لزوم توسعه کشور، انتظار میرود در توسعه فعالیتهای معدنکاری، کلیه فاکتورهای صنعتی، زیستمحیطی و… همهجانبه بررسی شود تا با رعایت ضوابط اصولی زیستمحیطی، آسیبی به مناطق حفاظتشده وارد نشود و بتوانیم این میراث را به نسلهای آینده نیز منتقل کنیم.