

نکات بالا و برخی دیگر از موارد مطرح شده از جمله موضوعاتی بود که در گفتوگوی ماهنامه تخصصی پردازش با مهندس بهادر احرامیان، عضو هیاتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد و مدیرعامل شرکت فولاد یزد مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
او ابتدا سخنان خود را از کم شدن شدید توجیه اقتصادی در توسعه بخش معدن آغاز کرد و گفت: صنایع کشور براساس دلار یک تا سه هزار تومانی احداث شدهاند و هیچ طرح احیا یا معدنی با دلار ۲۶ هزار تومانی احداث نشده است و لذا اکثر سودها بهخاطر ۷ تا ۸ برابر شدن نرخ ارز و تورم موجود است.
وی افزود: یک تصور اشتباهی در جامعه مبنی بر وجود سودهای خاص در صنعت فولاد شکل گرفته در حالی این سودها بهخاطر نوسانات که هرچند سال یکبار رخ میدهد، بنیادین نیستند. سودهای ظاهری فوق، بهخاطر تورم و افزایش ۸برابری قیمت دلار در طی چهار سال که ناشی از تحریمها و کرونا بوده، حادث شده و به همین دلیل باید در تحلیلها آن را مورد توجه قرار داد.
احرامیان، ضمن تاکید بر ضرورت اصلاح دیدگاه اشتباه دولت بهدلیل قرار دادن صنعت فولاد در کنار صنعت پتروشیمی برای تعیین نرخ گاز با این توجیه که صنایع فولاد هم از سود بالایی برخوردار است و دارای تابآوری بالایی هستند، اظهار داشت: اساسا صنعت فولاد مانند صنایع نفت و پتروشیمی دارای مزیت نیست، بلکه از مزیت نسبی نسبت به طیف متنوع رقبای متعدد جهانی از چین و ژاپن گرفته تا روسیه و ترکیه برخوردار است. در حدود دو دهه گذشته بسیاری از کارخانجات فولادی بهخاطر نوسانات قیمت جهانی در ضرر بودهاند و شاید هم برخی در نوبت آسیبهای بعدی باشند.
عضو هیاتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران گفت: به نظر میرسد که برخی فراموش کردهاند که صنعت فولاد ایران دارای رقبایی است که از امتیازات فراوان و ویژهای مانند تامین مالی ارزان برخوردارند!
صنعت فولاد ایران از انرژی و برخی منابع ارزانتری نسبت به دیگر رقبای جهانی برخوردار است ولی تامین مالیمان بسیار گرانتر از آنان است که گاهی مزیت ارزانتر بودن حاملهای انرژی را خنثی میکند.
احرامیان افزود: مثلا صنعت آلومینیوم بسیار سرمایه بر و مواد اولیه کارخانجات آن نیز وابسته به واردات است. طبیعی است، در چنین شرایطی صنعت آلومینیوم با وجود بالا بودن قیمت حاملهای انرژی دیگر قادر به تامین اضافه هزینه سرمایهگذاریها نمیباشد، اما به طور مثال برعکس آن صنایع کاشی و سرامیک که دارای مواداولیه داخلی هستند, انرژی بر میباشند و نیازمند سرمایه گزاری کمتری نیز میباشند با سود بالاتری مواجه میشوند.
وی صنعت فولاد را مابین دو طیف یادشده دانست و تاکید کرد که در صورت افزایش غیرمنطقی حاملهای انرژی، صنعت فولاد بدونشک دارای مشکل خواهد شد.
مدیرعامل فولاد یزد با اعلام اینکه ارائه هر نوع تحلیل مزیت نسبی باید با سنجیده شدن کل نهادهها صورت گیرد، اینکه فقط قیمت برق و گاز سنجیده شود و دیگر عوامل موثر نادیده گرفته شود، اصلا عملی و منطقی نیست، تصریح کرد که تحلیل ما آن است که با توجه به هزینه تامین مالی سرمایه، صنعت فولاد ما از مزیت بالای خیلی زیادی برخوردار نیست. اگر بهصورت جامع به موضوع نگریسته شود، درمییابیم که مثلا قیمت گاز ما از برخی کشورها کمتر است که باعث ایجاد مزیت ۳۰ تا ۴۰ دلاری در صنعت فولاد میشود، ولی در تامین مالی بهخاطر هزینههای اضافی با ضرری ۱۵ تا ۲۰ دلاری مواجه میشویم که در نهایت مزیت اصلی را به نحو چشمگیری کاهش میدهد، به همین دلیل است که آقایان فقط هزینه انرژی را میبینند و همواره اعلام میکنند که صنعت فولاد از مزیت ۵۰ دلاری در قیمت انرژی برخوردار است! ولی آن طرف موضوع را در نظر نمیگیرند.
به اعتقاد احرامیان، ما در حال حاضردر صنعت فولاد در جایگاهی هستیم که صنعت برق در ۱۰ سال پیش در آن جایگاه قرار داشت، در آن سالها سالانه تا ۴-۵ هزار مگاوات برق وارد مدار و اگر با همان سرعت به کار خود ادامه میدادیم، امروز مرکز برق خاورمیانه میشدیم، اما به یکباره با تثبیت دستوری قیمت برق, افزیش قیمت انرژی نیروگاهها … و غیره سرمایهگذاریها کاهش و انگیزهها برای توسعه از بین رفت و نتیجه دراز مدت آن قطع برق های دو سال گذشته که تا سالها ادامه خواهند داشت شد.
عضو هیاتمدیره انجمن فولاد ایران با تاکید بر اینکه در صنعت فولاد نیز همه انگیزهها به دلیل افزایش قیمت حاملهای انرژی کاهش یافته، گفت: دود تمام مشکلات نهایتا به چشم مصرفکننده میرود که دولت باید با اتخاذ تدابیری به فکر حل پیدا کردن راهحلی برای برونرفت از آن باشد.
به اعتقاد وی، جذابیت سرمایه گزاری صنعت فولاد با اتفاقات پیش روی بسیار کاهش یافته مگر آنکه اتفاق خاصی رخ دهد. به هر حال مزیت صنایع مختلف در ایران یکسان نیست و برای هر یک با توجه به جایگاه و اهمیت آن باید چارهاندیشی کرد. به عنوان مثال، باید کشور را از همین حالا برای واردات سنگآهن آماده کرد.
احرامیان همچنین موضوع ضرورت توجه به صادرات و آمادهسازی زیرساختها برای توسعه صادرات محصولات فولادی و اینکه ایران جزو سه کشور اول دنیا از نظر اتکا به صادرات است، افزود: مصرف سرانه ایران با جمعیت حدود ۹۰ میلیون نفری در بهترین حالت ۱۵۰-۱۶۰ کیلوگرم است. این بدان معناست که حداکثر ۱۵-۱۶ میلیون تن مصرف داخلی پایدار و دراز مدت خواهیم داشت و به نظر میرسد بیش از ۲۰ میلیون تن محصولات فولادی بایستی صادر گردد که این یک نسبت بسیار بالایی است، حال باید دید آیا ساختار کشور آماده این میزان صادرات محصولات فولادی هست یا خیر.
عضو هیاتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در بخش دیگری از سخنانش، موضوع ورود بخشخصوصی به استخراج گاز از منابع زیرزمینی را یادآور شد و با اعلام اینکه در حال حاضر بیش از ۱۰۰ کشور دنیا با بهرهگیری از توان شرکتهای متوسط در حال تولید گاز هستند، خاطرنشان کرد که بدونشک با ورود بخشخصوصی به حوزه گازی کشور مشکل کمبود گاز صنایع به آسانی قابلرفع است، دولت اگر با همان اصل ۴۴ که بخشخصوصی را وارد بخش معدن کرد، وارد بخش گاز کند میتواند نگرانیها در خصوص کمبود گاز را مرتفع سازد.
وی افزود: اکتشافات گاز کشور آنقدر زیاد است که شرکت نفت به این نتیجه رسیده که لزومی به ادامه اکتشافات نیست و همین ذخایر فعلی باید استحصال شود، لذا چون استحصال گاز در مقیاسهای کوچک و متوسط کمهزینه است، به راحتی توسط سرمایهگذاران بخشخصوصی قابل اجراست. به عبارت دیگر، پتانسیل و سهولت کار در گاز آنقدر زیاد است که از کار معدن مس و سنگآهن هم کمتر است، به همین دلیل است که در دنیا حدود ۶۰ کشور فولاد تولید میکنند اما بالغبر ۱۰۰ کشور قادر به تولید گاز هستند!
احرامیان با اعلام اینکه اساسا اکثر گاز طبیعی دنیا توسط شرکتهای کوچک و متوسط تولید میشود که از استحصال سنگآهن بسیار سادهتر است، تاکید کرد که باید فضایی ایجاد شود که تابوی عدمتوانایی و امکان حضور بخشخصوصی در صنعت گاز شکسته شود.
عضو هیاتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در پایان اظهار داشت: زمانی دولت اصلا اجازه حضور بخشخصوصی در فولاد را صادر نمیکرد، اما الان سیستم دولتی به جایی رسیده که دیگر در صنعت فولاد سرمایهگذاری نمیکند، در بخش گاز هم تعداد زیادی مخازن کوچک گاز وجود دارد که برای بخش دولتی صرفه ندارد که میتوان برای بخشخصوصی بسیار جذاب باشد.