


گروه رسانهای پردازش- مهندس ایرج فاضلبخششی از فعالان صنایع فلزی و معدنی، طی تحلیلی که در اختیار ماهنامه تخصصی پردازش قرار داده است، عامل کندی توسعه همهجانبه کشور را اختلاف چشمگیر در حقوق بازنشستگی و دستمزد اعلام کرده است. شرح کامل این گزارش را در ادامه میخوانیم:
انسان قرن بیست و یکم بدون تردید برای زندگی به پول نیاز دارد. این وابستگی با توسعه صنعتی، افزایش شهرنشینی، افزایش خدمات شهری و افزایش عمر، سال به سال بیشتر و بیشتر میشود.
بنابراین نیاز به افزایش سالیانه تولید ناخالص داخلی سرانه، یکی از اهداف مهم دولتها برای اداره کشور و تامین زندگی شهروندان است. برای رسیدن به این هدف، راهبران بخش تولیدی و سرمایهگذاری صنعتی لازم است افرادی خلاق، پیشرو و به روز باشند. این امر جز با ورود نیروهای جوان با تجربه و خوشفکر به سطوح مدیریتی برای ایجاد دگرگونی در سازمانها امکانپذیر نیست.
اما پرسش اینجاست که چرا این اتفاق در کشور ما رخ نمیدهد و یا کارآیی لازم را ندارد. دو دلیل پایهای برای این امر وجود دارد: اول اقتصاد دولتی ایران که بخش دولتی و خصولتی آن بزرگترین سهم در تولید ناخالص داخلی سرانه را به عهده دارند و دوم کسانی که راهبری و مدیریت این سازمانها را به عهده دارند.
باید توجه داشت که اقتصاد دولتی به تنهایی یک چالش بزرگ است ولی راهبری سازمانها این مشکل را چند برابر میکند. به ویژه آنکه این مدیران، حتی در صورت انتخاب درست، تجربه لازم و سابقه مرتبط با سازمانی که در آن مسوولیت راهبری به عهده میگیرند را ندارند. در چند سال گذشته، گاهی فرصت زمانی برای اثربخشی در سازمان خود را نیز در اختیار نداشتند.
در کنار این دو چالش، مشکل جدیدی نیز برای کشور پیش آمده است و آن هم تفاوت فاحش در حقوق بازنشستگی و دستمزد در زمان اشتغال است که سبب شده در ردههای مختلف مدیریتی، جلوگیری از جانشین پروری به صورت خاموش در دستور کار مدیران با سابقه قرار گیرد تا دولت و سازمانها به آنها وابسته شوند و این گروه حتی از منابع سازمانی برای خود آموزشهای رسمی و غیررسمی ویژه برای توجیه سازمان فراهم میسازند.
هر چه رده مدیریتی بالا باشد این فاصله دستمزد برای افراد بیشتر است تاجاییکه امروز بازنشستگی یک مدیر به منزله ورود به مرحله از همپاشیدگی روال زندگی آنها به حساب میآید.
بنابراین بسیاری از مدیران با هر روش درست یا نادرستی برای صندلی مدیریت وارد جنگهای پنهانی با سازمان خود و دیگران میشوند که حتی این امکان وجود دارد که بقا یک سازمان و یا منافع ملی نیز به خطر بیفتد.
باید توجه داشت که این تفاوت دستمزد میتواند از چندده درصد تا چند برابر درآمد ماهانه یک مدیر باشد که به دلایل انواع و اقسام پرداختیهایی است که در اینجا به آن اشاره نمیشود ولی در واقعیت وجود دارند. (ایجاد همین تفاوت در سازمانها خود عاملی شده است که شایسته سالاری در انتخاب مدیران دچار مشکل شود و مدیریت به جای یک حرفه تخصصی به یک جایگاه درامدی تبدیل گردد که دستیابی به آن بیش از انکه به تجربه و تخصص مرتبط نیاز داشته باشد، نیازمندی هایی دیگری را دارد)
این تفاوت و باور به اینکه فقط چند سال پس از بازنشستگی، این تفاوت دستمزد بسیار فاحشتر خواهد شد سبب شده است که صندلی مدیریت در ردههای مختلف برای مدت طولانیتر از معمول توسط افراد اشغال شوند. (البته برای عدم اشکاری، این جابهجایی در مدیریت سازمانها رخ میدهد که گاهی ارتباط تخصصی هم وجود ندارد به طوریکه گاهی رسانهها حتی میتوانند پیشبینی جایگاه بعدی مدیر را انجام دهند).
این مشکل سبب شده است که عرصه ورود جوانان خلاق و خوش فکر به رده مدیریت با چالش جدی در کشور روبهرو گردد و فرصتهای محدود ایجاد شده نیز در بسیاری از موارد به شایستگان واگذار نمیشوند.
در این شرایط لازم است مدیران کشور به طور جدی نگران دستیابی به یک توسعه پایدار باشند.
از سوی دیگر باید توجه داشت این امکان وجود دارد که برخی از فسادهای پیشآمده نیز از همین نگرانی از گذران زندگی و امنیت خانواده در آینده سرچشمه گرفته باشد.
این نگرانیها زیان دیگری را نیز به وجود آورده است. همان سرمایه اندکی هم که در اختیار بازنشستگان برای خرید سنوات و .. قرار میگیرد به جای حضور در بازار سرمایه برای خرید ارز و سکه مصرف گردد که خود مشکلی دیگر است.
مدیران کشور نیز باید توجه نمایند که نحوه گذران زندگی بازنشستگان، آیینهای برای آینده شاغلین است.
با ایجاد این تفاوت فاحش در درآمدها و ادامه روند جاری، کشور نه تنها در سطوح مدیریتی دچار کمبود مدیران جوان با تجربه و خلاق به ویژه در صنعت میشود، بلکه حتی به نظر میرسد که فرصت تجربهاندوزی برای نیروهای جوان با روشهای مختلف از جمله عدم آموزش حین کار، جابهجایی به بهانه شرایط بهتر، قطع همکاری و.. از میان میرود.
با این شرایط باید نگران بود که نه فقط در ردههای مختلف مدیریتی و حتی در ردههای مختلف مهارتی نیز کشور با مشکل منابع انسانی روبهرو گردد.