


برای دانستن رابطه بین I-U فولاد و GDP سرانه واقعی، باید به همبستگی بین دو متغیر توجه کرد. بر اساس مطلب منتشر شدهای، همبستگیهای مختلفی بین I-U و GDP سرانه بر اساس شرایط مختلف اقتصادی وجود دارد. گروه رسانهای پردازش، ۱۰ کشور از جمله هند، ویتنام، اندونزی، چین، مالزی، روسیه، کره، ژاپن، آلمان و آمریکا ر انتخاب کرده زیرا ممکن است از نظر تفاوتهای اقتصادی، کشورهایی را که در طبقهبندی قرار دارند، نمایندگی کنند. هند، اندونزی، چین، روسیه، ژاپن، کرهجنوبی، آلمان و آمریکا کشورهای G20 هستند. علاوه بر این، ویتنام بهدلیل پیشرفت چشمگیر آن در صنعت فولاد انتخاب شده است و مالزی را نیز میتوان کشوری در حال گذار به سمت توسعهیافتگی دانست.
گروه رسانهای پردازش- پیامدهای حاصل ازهمبستگی بین I-U و GDP سرانه برای تدوین سیاست دولت مهم هستند. در این مقاله آن پیامدها را بهصورت توسعههای اقتصادی مختلف مشاهده میکنیم: درآمد کم، درآمد متوسطپایین، درآمد متوسطبالا، گذار از درآمد متوسطبالا به پردرآمد و پردرآمد.

کم درآمد
بر اساس نتایج حاصل از همبستگی منطبق با شکل موجو رگرسیون خطی، بهطورکلی، کشورهای کم درآمد میبایستی بهتدریج توسعه اقتصادی مرتبط با فولاد را ارتقا دهند.این امر همبستگی بین GDP سرانه و I-U را افزایش خواهد داد. دولتها باید بهرهوری صنعت کشاورزی را بهبود بخشند.یک کشور در این طبقهبندی باید زیرساختهای اساسی رابا صنایع حمایتکننده مرتبط با فولاد، مانند جادهها، شبکههای زهکشی، شبکههای فاضلاب، و تاسیسات برق توسعه دهد. “توسعه املاک ومستغلات” و ساختوسازهای زیرساختی در مقیاس بزرگ ممکن است تقاضای زیادیبرای محصولات فولادی پایینرده ایجاد کند، که از آنجا که دوران بازگشت سرمایه کوتاه و مزایای بازار مسلم است، به اولویت تبدیل میشود. با حمایت دولت، سرمایه زیادی به صنعت فولاد سرازیر خواهد شد. بنابراین، در طی اصلاحات اقتصادی، بخش فولاد باید در صف جلوی این اصلاحات قرار گیرد.
درآمد متوسط پایین
بر اساس نتایج قبلی همبستگی و رگرسیون خطی، میتوان چنین استنباط کرد که آهنوفولاد صنعت پایه وصنعت پیشرو درتسریع صنعتی شدن است. دولت در کشورهای با درآمد متوسطپایین ناگزیر به ارتقای تدریجی بهرهوری کشاورزی، جنگلداری و صنایع شیلات وتوسعه همزمان صنعت تولید، بهویژه در ارتباط با حمایت از صنعت کشاورزی است. صنعت فولاد باید کشاورزی، ساختوساز، حملونقل و صنایع تامین برق و گاز حامی فولاد را تقویت کند. برای مثال، بنادر، جادهها و فرودگاهها، راهآهن باید حجم عظیمی از محمولههای ورودی و خروجی از کشور را مدیریت کنند. توسعه تولید برق برای جلوگیری از قطع برق برای صنعت ضروری است. در این مرحله،پیشبینی و حمایت از رشد،سازماندهی مجدد صنایع و تحکیم صنعت فولاد برای برخورداری ازمنابع شرکت فولاد با کیفیت بالا ضروری است. کسب این دارایی از طریق نوآوری و توسعه تکنولوژی شدیدتر با اجرای مؤثر مقررات میسر است. بخش فولاد شامل مجموعهای از صنایع فرعی است: اکتشاف معدن، طراحی صنعتی، ساختوساز پروژه، تحقیقات تکنولوژی، استخراج معدن، ککسازی ومواد تکمیلی. این صنعت شامل زیرسیستمهای کاملی استو مانند جوامع کوچک مدیریت میشود و شبکههای پراکنده در سراسر کشور را تشکیل میدهد. قبل از مرحله جهش، کشورها باید بهشدت روی تکنولوژی سرمایهگذاری کنند تا بهرهوری صنعت را تقویت کنند.
درآمد متوسط بالا
برای کشورهای با درآمد متوسط بالا که برای جهش به مرحله حرکت به بلوغ آماده شدهاند، دولت نیازمند پیشرفت در صنایع مرتبط با فولاد مانند خودروسازی، املاکومستغلات، ماشینآلات و تجهیزات است.هدف آن تقویت و همافزایی صنایع حمایتکننده ازفولاد،کشاورزی،جنگلداری، شیلات، استخراج معدن، تولید، برق، گاز، ساختوساز و صنایع حملونقل برای ایجاد مزیت رقابتی ملی است.این تکنولوژی با پیشرفت محصولات یا خدمات وفرآیند همراه بافعالیت زنجیره ارزش هماهنگ است.کشورها باید با پشتیبانی تکنولوژی،صنایع درست و بهرهوریازبازارها و صنایع دیگر بهرهبرداری کنند.علاوه بر این،یک ذهنیت کلینافذ بر صادراتمحصولات و خدمات، نقشی محوری در جهش دارد.
کشورهایی که در مرحله اول ظهور در طبقهبندی توسعه در مرحله درآمد متوسطبالا هستند، همبستگی مثبت معناداری بین مصرف و GDP سرانه دارند. در این راستا، دولت باید صنعت فولاد را همراه با افزایش I-U و افزایش ظرفیت صنایع مرتبط، توسعه دهد.
از آنجا که کشورهابهدلیل تغییر ازصنایع تولیدی به خدمات،سطح ثابت یا کاهش I-U و افزایش GDP سرانه را تجربه میکنند، آنها باید تکنولوژی را برای تحریک نوآوری تقویت کنند. این کاهش شدت مصرف فولاد ممکن است سبب پیشرفت در سایر صنایع شود وساختار اقتصادی را تغییر داده و ارتقا دهد. بنابراین، میتواند عوامل بدون استفاده را آزاد کند.
کشورهای در حال گذار
نویسندگانی پیشنهاد میکنند که کشورهای با درآمد متوسط، تحقیقوتوسعه، منابع سرمایه انسانی، رقابتپذیری بینالمللی ومزیت نسبی پویا خود را افزایش دهند و مؤسسات با کیفیت بالا ایجاد کنند تا از دام درآمد متوسط اجتناب نمایند. برای کشورهای در حال گذار بهسمت درآمدهای بالا، آنها باید سرمایهگذاری هنگفتی انجام دهند و تکنولوژی پیشرفته (مرز دانش) را بهدست آورند. سرمایهگذاری در آموزش و نوآوریبرای رشد بلندمدت جهت بهبود بهرهوری،توسعه محصولات به روز و مهار بازارهای جدید در خارج از کشورضروری است.صرف سرمایه در این نوع سرمایهگذاری ممکن است نسبت صادرات به GDP را بهمیزان قابلتوجهی افزایش دهد. علاوه بر این، بهرهبرداری ازبازارهای خدماتی همراه باافزایش ارزش محصولات صادراتی آغاز خواهد شد.
پردرآمد
دولت در کشورهای پردرآمد نیاز بهاتخاذ سیاست ارتقای تکنولوژی پیشرو با تقویت بیوقفه بهرهوری، بهرهبرداری از بازارهای جهانیو افزایش صادرات دارد. با توجه به مزیت نسبی، صنایع پیشرو ترکیبی بین صنایع پایه و صنایع مبتنی بر تکنولوژی پیشرفته (های-تک) هستند. صنایع پایه دارای تکنولوژی پشتیبان پیشرفته (مرز تکنولوژی) هستند. صرفهجویی در انرژی، حفاظت انرژی و حذف پسماند در فعالیتهای تولیدی از ویژگیهای صنعت فولاد با پشتوانه سرمایهگذاری در تکنولوژی است.بهبود کیفیت مصالحساختمانی ومحصولات فولادی صنعتی از سایر صنایع مرتبط حمایت میکند. این امر بهویژه برای کشورهای با کمبود منابع طبیعی و بازار فولاد نسبتاً کوچک، اهمیت بیشتری دارد. به این ترتیب، برای مثال، آهن و کک مورد نیاز برای تولید فولاد نیز باید از خارج از کشور وارد شود. بنابراین،چنین کشوری در این مرحله توسعه اقتصادی بجای افزایش ظرفیت تولید فولاد، بر بهبود کیفیت محصول و محصولات فولادی با ارزشافزوده تمرکز دارد.
درسهای آموختهشده از کشورهای با درآمد متوسط و بالا
آماده شدن برای جهش و جهش
گام اولیه کشوری که برای جهش آماده میشود، بکارگیری تکنیکهای علمی مدرن برای نوسازی کارکردهای کشاورزی و صنعت است. هدف آن امنیت تامین منابع غذایی است.کشوردر این مرحله از توسعه،از زمانی که تولید اهمیت بیشتری پیدا کرده است،تولید و صنایعمرتبط با فولاد را آغاز کرده است،اگرچه هنوز معنادار نیست.در این مرحله،I-U همراه باGDP، اما نهبهصورت معنادار افزایش مییابد.
در مرحله بعدیبرای آماده شدن جهت جهش،کشور نیاز به توسعه چشمگیر صنایع مرتبط با فولاد مانند خودروسازی، املاکومستغلات، ماشینآلات و تجهیزات دارد.هدف آن تقویت وهمافزایی صنایع حمایتکننده از فولاد، کشاورزی، جنگلداری، شیلات، استخراج معدن، تولید، برق، گاز، ساختوساز و صنایع حملونقل برای ایجاد مزیت رقابتی ملی است. بهرهوری کشاورزی همچنان کلیدی است،اما این کشور تنها بر رویشکوفاییچند صنعت پیشرو متمرکز است که از توسعه اقتصاد حمایت میکنند تا با پشتوانه سرمایهگذاری سنگین در تکنولوژی، صادرات را تحریک کنند. از آنجا کهدر این مرحله، خدمات شروع بهارائهسهم خود در GDP میکند،ممکن است ۲۰ تا ۳۰ سال طول بکشد تاسرمایه صرف سرمایهگذاری در تکنولوژی شود. صنایع تولیدی و فولادی ضروری شدهاند و سهم قابلتوجهی در GDP دارند. I-U بهطورقابلتوجهی از توسعه اقتصادی حمایت میکند. بهتدریج، این صنایع باید تکنولوژی پیشرفته (مرز دانش) و پیشرو را برای کاهش مصرف انرژی، بهبود بهرهوری و ارائه محصولات و خدمات با کیفیت جذب کنند. بهطورکلی،یک کشور برای برخورداری از توسعه قبلی جامعه و اقتصادخود نیاز بهآماده شدن برای جهش دارد کهنتیجه آن واکنش مثبت، پایدار (زیستمحیطی) و خودتقویتکننده است.
برای کشور در مرحله جهش (گذار)،یک یا چند بخش تولیدی اصلیبا نرخ رشد بالایی توسعه مییابند. کلصنعت فولاد در وضعیت تسطیح یا هموارسازی است و بر افزایش کارایی و بهرهوری از طریق سرمایهگذاری فشرده تکنولوژیتاثیرگذاراست. I-U کاهش مییابد یا به بلوغ میرسد؛ بنابراین، همبستگی با GDP سرانه بهطور معناداری منفی است. این همچنین نتیجه سوق بیشتر کشور بهسمت بخشهای خدماتی است. صنعتی شدن هنوز کلیدی است، اگرچه این صنعت از تولیدسبک به صنایع سنگینتر تغییر میکند. برای مثال، کرهجنوبی صنایع خود را متنوع کرد و به ساخت کشتیها، وسایل الکترونیکی و محصولات آهن و فولاد تکیه کرد. افزایش صادرات باید به اولویت اصلی تبدیل شود.
جداسازی بین I-U و GDP سرانه طبیعیو حتی یکی از مزایای بخش تولید، از جمله فولاد، بر اقتصاد از طریق اثر سرریز و سرمایهگذاری در نوآوری است.
حرکت به سمت بلوغ
در این مرحله،کشور بهشدت بر صادرات و سرمایهگذاری در تکنولوژی متکی است. تنها بر روی چند صنعت پیشرو مرتبط با شایستگیهای اصلی منتج به مزیت رقابتی ملی، متمرکز میشود.بخشهای پیشروی جدید در حال شتابگیری برایجایگزینی بخشهای پیشرو قدیمیتر جهش که کاهش سرعت، بهطور فزایندهای سرعت گسترش را کاهش داده است هستند. گرچه بخش خدماتهمچنان به رشد خود ادامه میدهد وتولید همچنان رایج است، امااغلب بهعنوان بخش پیشرو،تولید را به چالش میکشد.
I-U کاهش مییابد یا بهبلوغ میرسد درحالیکهسرمایهگذاری هنگفت در نوآوری و همچنینتحقیقوتوسعهباعث تحریکبهرهوری در صنایع میشود. تجارب آمریکا و کرهجنوبی نشان میدهد که سرمایهگذاری در تحقیقوتوسعه به ۴۷/۳ درصد از GDP افزایش یافته است.
دوران مصرف انبوه بالا
در این مرحلهتمرکز کشور بیشتر بر صادرات محصولات و خدمات است که این امر موید نقش برجسته صادرات در اقتصاد است. کشورهایبا درآمد بالا،صنایع را از تولید به خدماتبه بالای ۶۰ درصد GDP سوق میدهند.
صنایع شامل صنایع پایهو تکنولوژی پیشرفته (مرز تکنولوژی) است که مکمل ارزش ملی است.
I-U بهدلیل سرمایهگذاری در تکنولوژی کاهش مییابد کهباعث تحریکبهرهوری و تمرکزگسترده بر بخشهایخدمات میشود. در کرهجنوبی، کشاورزی تنها سه درصد از GDP را تشکیل میدهد و ۷/۲ درصد نیروی کار را در استخدام دارد. صنعت ۳۹/۴ درصد از GDP را تشکیل میدهد و ۲۵/۱ درصد از نیروی کار را در استخدام دارد، درحالیکه بخش خدمات ۵۷/۶ درصد از GDP را تشکیل میدهد و بیش از دو سوم نیروی کار را در استخدام دارد. در سال ۱۹۶۰، کشاورزی ۴۰ درصد از GDP کره را تشکیل میداد.

نتیجهگیری
بر اساس این مقاله، یک طرح برای توسعه اقتصادی با حمایت از نگرانیهای قابل درک در مورد رابطه بین I-U فولاد و GDP سرانه با اجزای آن همانطورکه در چرخه شکل موج نشان داده شده است، ممکن است مسیر روشنی را برای صنایع در حال توسعه و تحول اقتصاد ارائه دهد.
نویسندگانی بیان میکنند کهبین I-U فولاد و GDP سرانه همبستگی وجود دارد؛اما، آنها نه بهطور خاص درمورد اجزای GDP سرانههمراه باتوسعه اقتصادی ونه در مورد طبقهبندی اقتصادی کشور،چه رسد به سهم فولاد،برای مثال، درمورد توسعه صنعت مورد نیاز یا مورد نظر، توضیحی ارائه نمیدهند.
مفهوم رشد اقتصادی و شناسایی مراحل متوالی اقتصادی مدرنیزه شدن جامعه توسط نویسندهای تصدیق شده است. اما، بهطور خاص، نسبت به نقش صنعت فولاد و پیوندها، سرریزها و عوامل بیرونی بیشتر به صنایع که ممکن است در میان کشورهای مختلف با طبقهبندی اقتصادی خاص متفاوت باشد،توجه و بررسی نشده است.
این مقاله در مورد I-U و مفهوم آن برای توسعه اقتصادی توضیح داده است. ما اهمیت همبستگیهای بین I-U فولاد و توسعه اقتصادیرا در چرخه یک شکل موجنمایانکردیم که براساس بیان نویسندگانی به طبقهبندیهای اقتصادی مختلف متمایز میشوند. به این منظور، تحقیقات قبلی را گسترش دادهایم. پژوهش ما همچنین مطالب منتشرشده فوقالذکر قبلی را با روشن کردن رابطه اجزای بین GDP و فولاد I-U تقویت میکند و آنها را در چرخه شکل موج توضیح میدهد. متعاقباً ماارتباط توسعه اقتصادی و طبقهبندی را با صنعت فولاد و توسعه صنایع مرتبط با آنبرقرار کردیم. در این آشکارسازی، تحقیقات ما مدل توسعه اقتصادی را ساده میکند که ممکن است مسیر جامعی را برای توسعه اقتصادی یک کشور ارائه دهد.
منحنی شدت مصرف فولاد آشکارشده ما (شکل۱) با دانش رایج یافتههای تحقیقات قبلی متفاوت است. قبل از جهش (در مطالعه قبلی، این مورد تسطیح یا هموارسازی است)، سه مرحله انتقال از درآمد کم تا متوسطپایین (با همبستگی نامعنادار)، درآمد متوسطپایین به درآمد متوسطبالا (با همبستگی مثبت معنادار) به جهش (با همبستگی مثبت نامعنادار یا همبستگی معنادار منفی) وجود دارد. از زمان جهش به یک کشور با درآمد بالا،کاهش I-U بلافاصله بهسمت همبستگی منفی معنادار بین I-U و GDP سرانه است.
با توجه به هدف این تحقیق، اولاً در رابطه با میزانمعناداری همبستگی بین I-U فولاد وتوسعه اقتصادی، این مقاله تفاوتهای بین کشورهای با شرایط اقتصادی متفاوت را در رابطه با همبستگی بین I-U و GDP سرانه نشان میدهد.
ما با نتیجه مطالعه محققی که اخیرا I-U فولاد را بررسی کرد، مبنی بر اینکه در موارد با درآمد متوسط، هم متغیر شدت مصرف فولاد و هم متغیر GDP سرانه غیرثابت هستند موافق هستیم. اما، ماتحقیق قبلی راگسترش داده واصلاح میکنیم کهوضعیت غیرثابت نه تنها در مورد با درآمد متوسط است، بلکه انتقال تمام مراحل توسعه اقتصادی از درآمد کم، درآمد متوسط پایین و درآمد متوسط بالا تا کشورهای با درآمد بالا، غیرثابت هستند.
ما نشان میدهیم که همبستگیهای معنادار مشخصیبین توسعه اقتصادی مختلف وجود دارد؛ حتی کشورهای با درآمد متوسط که از کم درآمد به درآمد متوسطپایین در حال گذار هستند، نیاز به تحول اساسی (غیرثابت) دارند، همانطورکه در شکل موج نشان داده شده است، چنانکه محور x را از (۱-همبستگی) به همبستگی برمیگردانیم. به این ترتیب، کشورهای با درآمد متوسطدر حال گذار از کشورهایبا درآمد متوسطپایین بهکشورهای با درآمد متوسط بالا تا زمان جهش، در مکانهای مختلف شکل موج قرار دارند، به این معنی که غیرثابت هستند.
بهطور نسبی، توسعه صنعت فولاد در یک کشور کم درآمد وجود ندارد. بنابراین، ما موقعیت را در چرخه شکل موج لحاظ نمیکنیم. کشورهای با درآمد متوسط بالا دارای همبستگی مثبت، هم معنادار و هم نامعنادار هستند، به جز کشوری که درمرحله گذار به کشوری با درآمد بالا با همبستگی منفی معنادار است. یک کشور با درآمد بالا همبستگی منفی و معنادار دارد.
ثانیاً، همسو با نتایج حاصل از همبستگی و رگرسیون خطیاز نظر رونق اقتصادی و صنایع فولادی وابسته، کشوری باطبقهبندیهای اقتصادی مختلف،صنایع خاص خود را دارد که باید روی آن متمرکز شود.
برای کشورهای کم درآمد، هدف صنایع مرتبط با فولاد توسعه زیرساخت جادهها، شبکههای زهکشی، شبکههای فاضلاب و تاسیسات برق برای تقویت صنعت کشاورزی است.
کشورهای با درآمد متوسطپایین باید بهرهوری صنایع کشاورزی، جنگلداری و شیلات را توسعه و افزایش دهند و بهطور همزمان صنعت تولید را ایجاد کنند، بهویژه در رابطه با حمایت از صنعت کشاورزی. صنعتی شدن مهمترین موتور رشد اقتصادی است. صنعت فولاد باید کشاورزی، ساختوساز، حملونقل و صنایع تامین برق و گاز را تقویت کند.
کشورهای با درآمد متوسطبالا نیاز به توسعه و همافزایی صنایع مرتبط با فولاد مانند خودروسازی، املاکومستغلات،ماشینآلات، تجهیزات، کشاورزی، جنگلداری و شیلات، استخراج معدن، تولید، تامین برق و گاز، ساختوساز و صنایع حملونقل دارند.هدف آن دستیابی به مزیت رقابتی ملی که توسط شایستگیها و قابلیتها پشتیبانی میشود، با تغییر و افزایش صنایع مرتبط مختلف است. قبل از جهش، کشورها باید بهشدت در تکنولوژی سرمایهگذاری کنند، زیرا هزینههای تحقیقوتوسعه موتور اصلی پیشرفت تکنولوژی و رشد اقتصادی است. افزایش صنایع مرتبط مختلف نسبت صادرات به GDP را افزایش میدهد.
کشورهای با درآمد بالا بایددارای صنایع پیشرو باشند که ترکیبی ازصنایع پایه و صنایع مبتنی بر تکنولوژی پیشرفته [های-تک] است.صنایع پایه دارای تکنولوژی پشتیبانی پیشرفته (مرز تکنولوژی) هستند. صرفهجویی در انرژی، حفاظت انرژی و حذف پسماند در فعالیتهای تولیدی از ویژگیهای صنعت فولاد با پشتوانه سرمایهگذاری در تکنولوژی است.بهبود کیفیت مصالح ساختمانی و محصولات فولاد صنعتی از سایر صنایع مرتبط پشتیبانی میکند.
الگوی رونماییشده ما از شکل موج نشان میدهد که طبقهبندی هر کشور دارای سیاست اقتصادی متفاوتی برای تقویت اقتصاد مربوط به فولاد مورد نیاز یا صنعت غیرمرتبط با فولاد است. این طبقهبندی توسط بانک جهانی تعیین میشود و ما آن را با توسعه اقتصادی روستو مرتبط میکنیم. ما همچنین نشان میدهیم که نتایج همبستگی و رگرسیون خطی مطابقت دارند و تقویت میشوند.
محدودیتها یا چالشهاییممکن است از نظرنمونهگیری از کشورها با استفاده ازنمونهگیری قضاوتی رخ دهد که دلیل آن میتواند یکسوگرایی (bias) یا کاستی در فرآیند جمعآوری دادهها یا قابلیت اطمینان منابع داده باشد. علاوه بر این، تعیین کشورهای قبل از مرحله تحول اساسی از نقطه A-B در شکل موج، مانند هند در نمونه، باید خیلی دقیق بررسی شود.