


گروه رسانهای پردازش – در شرایط جنگی، صنایع معدنی کشور باید به دژهای مستحکم تولید تبدیل شوند و تضمین تداوم فعالیت این صنایع، به معنای تضمین پایداری اقتصادی و اقتدار ملی در برابر هرگونه تهدید است.
سیدعابدین موسوی، کارشناس ارشد حقوق خصوصی و پژوهشگر حوزه حقوق معادن، ضمن بیان مطلب فوق در مقالهای که در اختیار گروه رسانهای پردازش قرار داده است، تصریح کرد که در شرایط جنگ و بحران، امنیت فقط به میدان نبرد محدود نمیشود و امنیت یعنی چرخ تولید از کار نیفتد.
موسوی ادامه داد: صنایع معدنی و صنایع وابسته از حیاتیترین بخشهای اقتصاد کشور به شمار میروند ومانند قلب که خون را پمپاژ میکند، مواداولیه استراتژیک را به چرخه تولید و تجارت میرساند.
لذا اختلال در این زنجیره، اثر دومینویی بر سایر بخشها دارد و توقف یا حتی کاهش فعالیت یک مجتمع معدنی یا کارخانه فرآوری، میتواند زنجیره تأمین فولاد، مس، آلومینیوم و بسیاری از کالاهای مورد نیاز صنعت و حتی برخی حوزههای مرتبط با دفاع را دچار خلل کند.
وی افزود: با وجود این اهمیت، در بسیاری از تصمیمگیریها تمرکز پدافند غیرعامل بیشتر بر حوزههایی مانند نفت، گاز، پتروشیمی یا صنایع هستهای بوده و معادن و صنایع معدنی کمتر به عنوان “هدف راهبردی” در نظر گرفته شدهاند. اما واقعیت این است که آسیب به زیرساختهای معدنی و صنعتی، حتی بدون عملیات نظامی مستقیم، میتواند به همان اندازه یا گاهی بیش از سایر بخشها، اقتصاد و تابآوری ملی را تحت فشار قرار دهد.
چطور چراغ تولید را در شرایط سخت روشن نگه داریم؟
این پژوهشگر حوزه حقوق معادن در پاسخ به پرسش فوق میگوید: خیلیها فکر میکنند پدافند غیرعامل فقط مربوط به کارهای نظامی است، اما در صنایع معدنی، این موضوع دقیقا یعنی تداوم تولید. به زبان ساده، پدافند غیرعامل یعنی طوری کارخانهها و معادن خود را طراحی و مدیریت کنیم که حتی اگر بحرانی پیش آمد (مثل حوادث طبیعی، قطعی انرژی یا حملات سایبری)، کارِ ما متوقف نشود و کمترین آسیب را ببینیم.
به گفته وی، برای اینکه در شرایط سخت، سنگر تولید ما امن بماند، باید این ۵ کار مهم را در اولویت قرار دهیم:
هوشمندسازی و حفاظت سایبری: نباید تمام کنترل کارخانه وابسته به یک سیستم کامپیوتری ساده باشد که بهراحتی هک شود. باید سیستمهای کنترلی را امن کنیم و دائم مراقب نفوذهای احتمالی باشیم.
ذخیره و تنوع انرژی: نباید فقط به یک منبع برق یا سوخت وابسته باشیم. باید همیشه سوخت ذخیره داشته باشیم و اگر یکی از منابع انرژی قطع شد، بلافاصله از جایگزین استفاده کنیم.
مقاومسازی و پراکندگی: اگر همه تجهیزات حیاتی را در یک نقطه جمع کنیم، با یک حادثه، کل کارخانه تعطیل میشود. باید امکانات را پخش کنیم، سازهها را محکم بسازیم و برای هر بخش، مسیرهای جایگزین داشته باشیم.
مراقبت از اطلاعات و امنیت فیزیکی: دانش فنی ما و اطلاعات مربوط به تولید، سرمایه ماست. باید مراقب باشیم چه کسی به کجا دسترسی دارد و از اطلاعات و نیروی انسانیمان مثل جانمان محافظت کنیم.
آمادگی برای مدیریت بحران: فقط نباید بنشینیم تا حادثهای رخ دهد. باید دائم مانور برگزار کنیم، سناریوهای مختلف (مثل قطعی برق یا حمله سایبری) را تمرین کنیم و بدانیم در لحظه حادثه، هرکس دقیقاً چه کاری باید انجام دهد تا کارخانه دوباره به چرخهی تولید برگردد.
موسوی تاکید کرد: پدافند غیرعامل هزینه اضافی نیست، بلکه یک بیمه عمر برای کارخانه است تا مطمئن باشیم در هیچ شرایطی، چرخِ اقتصاد کشور از حرکت نمیایستد. اما چرا باید امروز جدیتر اجرا شود؟
یکی از چالشهای اصلی این است که پدافند غیرعامل به جای سرمایهگذاری برای تداوم تولید، گاهی به عنوان هزینه اضافی دیده میشود. نتیجه چنین نگاهی، انجام اقدامات در لحظههای آخر یا صرفا برای تکمیل گزارشهاست؛ در حالی که اثر واقعی پدافند غیرعامل زمانی ایجاد میشود که از مرحله طراحی و تصمیمگیریهای اولیه پروژهها آغاز گردد.
چالش دیگر، فرهنگ سازمانی و آموزش است. مدیران و کارکنان باید با تهدیدات نوین بهویژه تهدیدات جدید جنگ نوین-سایبری و… آشنا باشند تا در زمان حادثه، تصمیمهای درست و سریع اتخاذ شود. همچنین کمبود بودجه و نبود ظرفیت تخصصی در برخی واحدها میتواند مانع اجرای مؤثر برنامهها شود.
در شرایط حساس جنگی یا بحرانهای اقتصادی، مدیریت منابع و انضباط مالی برای شرکتهای صنعتی و معدنی به یک ضرورت حیاتی تبدیل میشود تا تداوم تولید و امنیت شغلی کارکنان حفظ گردد.
پژوهشگر حوزه حقوق معادن، تصریح کرد که برای اجرایی کردن این رویکرد، میتوان بر چندین محور کلیدی تمرکز کرد:
اولویتبندی هزینهها: تمرکز صرف بر هزینههای مرتبط با تداوم تولید، نگهداری و تعمیرات اساسی (نت) و تأمین مواد اولیه حیاتی. تعویق پروژههای توسعهای غیرفوری که بازگشت سرمایه بلندمدت دارند، میتواند نقدینگی لازم را برای شرایط اضطراری آزاد کند.
بهینهسازی زنجیره تامین: کاهش موجودیهای انبارِ مازاد (خواب سرمایه) و تمرکز بر تأمینکنندگان داخلی برای کاهش وابستگی به واردات و نوسانات نرخ ارز.
مدیریت انرژی و مواد: پیادهسازی برنامههای دقیق مدیریت انرژی و کاهش ضایعات تولید برای پایین آوردن بهای تمامشده محصول.
تعدیل هزینههای سربار: بررسی دقیق هزینههای اداری، سفرهای کاری غیرضروری، و هرگونه هزینههای جاری که تاثیر مستقیمی بر خروجی تولید ندارند.
حفظ سرمایههای انسانی: در چنین شرایطی، مدیریت صحیح هزینهها نباید به معنای تعدیل نیروهای متخصص باشد، چرا که دانش فنی این افراد، بزرگترین سرمایه شرکت در دوران گذار از بحران است.
همچنین در شرایط جنگ یا بحرانهای اقتصادی، تابآوری زیرساختهای معدنی به معنای حفظ پایداری و تداوم تولید در مواجهه با اختلالات است.
در نگاه پدافندی، زیرساختها شامل شبکههای انرژی، مسیرهای لجستیک، سیستمهای مخابراتی و واحدهای فرآوری تنها داراییهای فیزیکی نیستند، بلکه رگهای حیاتی صنعتاند که هرگونه وقفه در آنها، کل زنجیره را زمینگیر میکند. از اینرو، تابآوری باید فراتر از مقاومسازیِ صرف، به یک استراتژی بازگشت سریع به کارکرد تبدیل شود.
این رویکرد عملیاتی با پیشبینی مسیرهای جایگزین، ایجاد ذخایر راهبردی انرژی و قطعات، و طراحی سیستمهای موازی، سازمان را قادر میسازد تا در سختترین شرایط محیطی نیز، از توقفهای ناگهانی جلوگیری کرده و ضربآهنگ تولید را با حداقلِ آسیب، حفظ کند.