


گروه رسانهای پردازش – گزارشی تازه با عنوان “پنج تغییر در شکل دادن صنعت فولاد” در ۶۵ صفحه منتشر شده و به بررسی نیروهای تحولآفرینی میپردازد که آینده این صنعت بنیادین را بازتعریف میکنند.
چکیده منتشرشده از این گزارش نشان میدهد مسیر پیشروی فولاد از تمرکز صرف بر کربنزدایی فراتر رفته و مفاهیمی چون پایداری چندبعدی، بازتعریف سیاست صنعتی، گذار به اقتصاد چرخشی، بازطراحی مدلهای کسبوکار سبز و خلق زیباییشناسی ماندگار در تولید را در بر میگیرد.
این پنج محور، مسیر فولاد جهانی را از “کاهش آلایندگی” به سوی “اقتصاد پایدار و ماندگار” هدایت میکنند و از سیاستگذاران، شرکتها و رهبران صنعتی میخواهند تا ناملموسهای امروز را به واقعیتهای ملموس فردا بدل سازند.
نکات کلیدی این پنج تغییر به شرح ذیل است:
تغییر اول: از کاهش کربن تا گسترش پایداری
انتظار میرود گستره پایداری در بلندمدت به رشد خود ادامه دهد زیرا سیستم زمین ما وابسته به آن است. درحالیکه اساساً تمرکز بر کربن است اما به احتمال زیاد تنوع زیستی، آب و واحد اجتماعی نیز به عنوان موضوعات مهم بعدی مطرح خواهند شد. صنعت فولاد باید بداند که تعریف پایداری به طور دایم رو به گسترش و سازگاری است.
سوالات کلیدی درباره آینده عبارتند از:
تغییر دوم: از ژئوپلیتیک تا سیاست
علیرغم ابهام در جهان و دغدغههای موجود درباره آینده جهانی شدن، حفظ یک محیط قانونگذاری پایدار برای موفقیت صنعت الزامی است. سیاستگذاران باید ثبات بلندمدت را نسبت به پیروزیهای سیاسی کوتاه مدت ارجح بدانند و وقتی تمرکز بر ژئوپلیتیک بالا است، اهمیت سیاست تحول پایداری صنعتی در داخل را فراموش کنند.
سوالات کلیدی درباره آینده عبارتند از:
اقتصاددانان در دانشکده اقتصاد لندن، استدلال مینمایند قیمتگذاری کربن کارآمدترین روش برای کربنزدایی از اقتصاد است. نه تنها این کار باعث رفتار کارآمدتر مصرفکنندگان و صنعت میشود بلکه نمایانگر روشی برای تأمین مالی این تغییر است. دولتهای بسیاری طرحهایی را برای قیمتگذاری آلایندگی کربن اجرا کردهاند مانند سیستمهای تجاری آلایندهها (ETS). هماکنون، اتحادیه اروپا پیشرفتهترین سیستم را در اختیار دارد که در آن قیمت آلایندگی یک تن کربن ظرف مدت پنج سال ۱۰ برابر شده است. چین، کالیفرنیا و کانادا نیز سیستم قیمتگذاری کربن دارند هرچند که چندان فراگیر نیستند.
یوهان استاینر، نایب رییس بخش پایداری، استراتژی و مردم در اوتوکومپو میگوید: برای همراهی با مسیر تحولات آینده، باید ملموسها را ناملموس سازیم. سوال این است: چه کسی رهبری خواهد کرد؟
تغییر سوم: از رهبر چرخشی تا توانمندساز چرخشی
فولاد نقطه تمایز بین قابل بازیافتترین و بازیافت شدهترین ماده در جهان است که این صنعت را در خط مقدم اقتصاد چرخشی قرار داده است.
برای ادامه پیشگامی خود، شرکتهای فولاد باید ضمن توسعه زنجیره ارزشی خود، از روشهای بدوی بازیافت عبور کنند و بر روی نوآوریهای چرخشی سرمایهگذاری کنند. این رویکرد باعث تضمین تقاضای مناسب برای محصولات فولاد در صورت مواجهه با رقابت از جانب مواد جایگزین خواهد شد:
سوالات کلیدی درباره آینده عبارتند از:
تغییر چهارم: از بازیگران شرمسار تا تغییر بازی
تحول سبز هزینههای خاص خود را دارد و همانند اکثر سرمایهگذاریها، هزینه اولیه بالایی خواهد داشت. این هزینهها باید میان ذینفعان تسهیم شوند. دولتها نقشی حیاتی را در تضمین حمایت بلندمدت ایفا خواهند کرد. با درونیسازی بروندادها، تضمین تقاضا و حمایت از کسبوکارهای نوآورانه، میتوانیم بر مشکلات تحقق تحول سبز غلبه کرده و حرکت به سمت اقتصادی واقعگرایانه و پایدار یعنی تغییر بازی از یک اقتصاد قربانی به اقتصادی با مشوقها و رفاه بلندمدت را تسریع نماییم.
سوالات کلیدی درباره آینده عبارتند از:
تغییر پنجم: از “ساخت اتحادیه اروپا” به “ساختن برای ماندن”
برای دستیابی به علاقهمندی عمومی، تحول سبز باید تغییری زیباشناسانه داشته باشد یعنی از “سبز” به “ماندگار”. این تحول باید برای عموم مردم ملموس و مشهود باشد. رهبران صنعتی با همکاری رهبران طراحی و فرهنگی، باید خصوصیات اصلی این عصر ماندگار را تبیین نمایند. این تغییر جدید باید به فراسوی برچسبهایی همچون “ساخت اروپا” یا “ساخت ایالاتمتحده آمریکا” برود و در عوض بر “ساختن برای ماندن” تاکید کند یعنی تاکید بر ماهیت ماندگار محصولات و روشهای پایدار. تحول باید ملموس ساختن ناملموسها باشد.
سوالات کلیدی درباره آینده عبارتند از: