


ماهنامه پردازش- این روزها شاهد هجمه گستردهای علیه شرکت فولادمبارکه در محافل سیاسی، قانونگذاری و حتی رسانهای هستیم.
هرکس هم از ظن خود در این هجمه شرکت کرده است. آن پیمانکاری که به هر دلیلی موفق به انعقاد قرارداد نشده و یا فردی که به واسطه موقعیت خود، خواستههایی از این مجموعه بزرگ صنعتی کشور داشته ولی به اهداف خود دست نیافته و یا آن کسی که توقعات استخدامی، مالی و لجستیک مورد نظرش برآورده نگردیده، بدون توجه به دستاوردها و تاثیرگذاری این واحد بزرگ ملی که امروز در کشور ما بهمثابه دانشگاهی برای تربیت متخصصان و فعالان عرصه صنایع فلزی و معدنی ظهور کرده است، در صف تلاش برای تخریب دستاوردهای این مجموعه عظیم ملی برآمدهاند.
این طبیعی است که در شرایط خاص اقتصادی و اجتماعی کشور، بیشتر چشمها به سوی نهادها و بنگاههای بزرگ اقتصادی و صنعتی دوخته شده و همه حق دارند از آن بهره ببرند ولی به شرط اینکه اجازه دهند این شرکت معظم به شیوهای علمی و صحیح مدیریت شود.
اگر فشار بیش از حد به این مجموعه وارد شود و حجم گستردهای از نیروهای فاقد صلاحیت برای استخدام اجباری به این کارخانه گسیل شوند و یا محصولات تولیدی آن زیر قیمت بازار ابتیاع شود و یا مدیران غیرتکنوکرات بر آن مسلط گردند و… آنگاه آیا این بزرگترین کارخانه فولادساز خاورمیانه میتواند همچنان به روند تولید و کسب سود و اشتغال گسترده جوانان تحصیلکرده کشور ادامه دهد؟!
فراموش نکنیم در گذشته، کارخانههای بزرگی در کشور بود که کار کردن در آنها یک افتخار بزرگ محسوب میشد. کارخانه نساجی مازندران، کارخانه ماشینسازی تبریز، کارخانه هپکو، کارخانه پلیاکریل اصفهان، کارخانه نیشکر هفتتپه، کارخانه ارج، کارخانه آزمایش و دهها و صدها کارخانه بزرگ دیگر که امروز یا به جز نام، چیز دیگری از آنها باقی نمانده و یا اگر هم مانده، یک کارخانه ضررده و پر از مشکل کارگری و مالی است.
آیا آنها که به شکلی غیرمنطقی به فولادمبارکه حمله میکنند و بهدنبال بهانه گرفتن از آن هستند، خواهان یک کارخانه بزرگ و ورشکسته فولادی میگردند که کارگرانش به خاطر عدم دریافت ماهها حقوق خود، جادهها را ببندند و اعتراض کنند؟!
آیا منتقدان غیرخیرخواه فولادمبارکه میخواهند از این مجموعه سودآور، جز ضرر و زیان باقی نماند؟
آیا میدانید مدیران مبارکه بجای اینکه در این شرایط دشوار اقتصادی و تحریمهایی که حتی در روزهای پایانی ریاستجمهوری فعلی آمریکا، هر روز تداوم و حتی تشدید میشود، چه انرژی هنگفتی برای خنثیسازی آنها باید بگذارند و حالا بجای حل مشکلات تحریمی، باید در پشت جبهه، صرف خنثیسازی این هجمههای غیرمنطقی کنند؟
آیا میدانید حتی اگر تحریمها هم نبود در شرایط رقابت تنگاتنگ بینالمللی صنعت فولاد، مدیریت بزرگترین کارخانه فولاد خاورمیانه چه حجمی از مسوولیت و معضل را باید متحمل شود؟
آیا اجرای طرح نورد گرم۲ در این شرایط، جز جسارت و دلسوزی برای اقتصاد مردم دلیل دیگری میتواند داشته باشد؟
آیا میدانید چنانچه طرح نورد گرم۲ در شرایط فعلی اجرا نشود، آنگاه در سالهای آینده با کمبود گسترده ورقهای فولادی مواجه خواهیم شد و حتی اگر تحریمها ادمه نیابند، باید میلیاردها دلار صرف واردات محصولاتی کنیم که قرار است در این طرح به تولید برسند؟
هرکسی ممکن است انتقاداتی به نحوه عملکرد بخشی از مدیران بنگاههای صنعتی کشور داشته باشد. حتی ممکن است برخی از این انتقادات، با نیت خیرخواهانه و بخشی دیگر با هدف سهمخواهی صورت گرفته باشد.
ولی نباید این مجموعه موفق صنعتی کشور را به نابودی کشاند و به خاطر یک دستمال،قیصریه را به آتش کشید.
از نحوه برخی هجمهها مشخص است که هدف، به زیرکشاندن این شرکت با هر ابزار و به هر بهانهای است.
فقط یکبار دیگر نامهای کارخانههایی که در بالا ذکر شد را به یاد آورید. دور نیست زمانی که هرکدام از آنها یک کارخانه بزرگ و پرحجم و سودآور صنعتی کشور بودند و امروز جز نامی در دوردستها از آنها باقی نمانده و با شنیدن اسم هرکدامشان، آهی بلند از سر بیتدبیریهای گذشته از دل هر انسان دلسوزی برمیآید.
فولادمبارکه یک سرمایه عظیم ملی است، آنرا برای پیشبرد اهداف تولیدی و اجرای طرحهای بلند توسعهای، یاری دهیم و از تضعیف روحیه تلاشگر مدیران و کارکنان این شرکت پرهیز کنیم تا مدیران و کارشناسان این مجموعه بزرگ صنعتی بجای پرداختن به مسائل حاشیهای، به تولید و اشتغال بپردازند.