


گروه رسانهای پردازش – انجمنهای تجاری تمایل به ارائه روایتهای حمایتی دارند. منطق آنها افزایش بخشهای کوچک ارتباطی است که در روایتهای مختلف ارائه شده برای مثال در این مقاله و برای تهیه استدلال در مورد نقاط قوت بخش فولاد و تهدیداتی که تحت آن عمل میکند: این یک روایت طرفدار دومو (Domo) است. انجمن جهانی فولاد و اتحادیههای ملی موضوعات حمایتی بسیاری را پیشنهاد میکنند. مانیفست اخیر یوروفر در شکل (۱۵) نشان داده شده است.

محرک شرکتهای تجاری نیاز به نشان دادن پایداری آنها به ذینفعان و به جامعه مالی و در نتیجه انتشار گزارشهای CSR (مسوولیت اجتماعی شرکت) میباشد که توسط متدولوژی بسیار دقیق تعریف شده مقید میشوند. شاخصها به صورت سیستماتیک دنبال میشوند و برای تجزیهوتحلیل نتایج، از برخی مدلسازیهای خاص استفاده میشود، (شکل ۱۶).

نوع دیگری از روایت شامل تجزیهوتحلیل محرکهای نوآوری عملکننده در زمینه تحول بخش فولاد در نیمه دوم قرن بیستم میباشد. این روایت صنعت فولاد را با ترکیب محرکهای اقتصادی و اجتماعی آن زمان و تبدیل خود برای انطباق با تکامل پارادایم اجتماعی-تکنولوژیکی و معرفت تکنولوژیکی بیان میکند:
• در پایان جنگ جهانی دوم، اقتصاد در اروپا کاملا تخریب شده بود (GNP در سطح ۴۰ درصد پیش از جنگ) و یک سیاست صنعتی شدیدا اداره شده به منظور معرفی هدف کلی تولید انبوه کالاهای مصرفی، به ویژه خودرو، که خواهان مواد اولیهای همانند فولاد برای تطبیق با این نوع تقاضای جدید و طراحی مجدد مسیرهای فرآیند آن بود، به اجرا گذاشته شد. مجتمعهای یکپارچه مدرن فولاد با تولید زیاد نتیجه این تحول بود، با توسعه و اتخاذ سریع تکنولوژیهای جدیدی که قبلا مورد بررسی قرار گرفته بودند. بازار گرسنه فولاد و مایل به خرید تمام فولادی بود که بخش فولاد میتوانست به بازار عرضه کند. کارخانههای بزرگ تولید فولاد در سراسر اروپا، که در آن تنها ویرانههایی بر جا مانده بودند، احداث شدند.
• نسبتا سریع، نیاز به تولید فولادهای کیفی به جای کالاهای کم کیفیت، به یک هدف بدل شد و این بخش به سرعت خود را با روند جدید انطباق داد. مورد نسبتا قابلتوجه این بود که فرآیندهای جدید انتخاب شده در مرحله قبلی برای انطباق با این وضعیت جدید به اندازه کافی قوی بودند.
• تکامل عمده بعدی با پایان دهه شکوهمند سی ساله و با بحرانهایی که به دنبال آن همراه بود، ایجاد شد. واکنش این بخش کاهش تجهیزات تولیدی و افزایش بهرهوری، در اثر کاهش نیروی انسانی به طریقی دراماتیک با تاثیر بر کاهش هرینهها بود. اثر واکنش این بود که وجهه بخش فولاد به طور دیرپایی آسیب دید و به عنوان یک بخش در حال مرگ رنگآمیزی گردید.
• زمانی که اقتصاد پس از تأثیر مستقیم به اصطلاح بحران نفتی نسبتا محجوبانه رونق گرفت، بخش فولاد به سراغ روابط هماهنگشدهتر با مشتریان خود و بخش پایینتر زنجیره ارزش رفت و فولادهای جدیدی را برای پاسخ به نیازهای متمرکز و مخصوص طراحی کرد که از آن زمان به عنوان راهحلهای مواد یا فولاد نامیده میشود.
• گام بعدی، ادغام محدودیتهای زیستمحیطی و به صورت کلیتر پایداری در طراحی راهحلهای فولاد و همچنین فرآیندهای تولید فولاد بوده است.
• تمام مراحل تجمعی هستند و بنابراین نوعی بالا رفتن از نردبان را تشکیل میدهند. اما به نظر میرسد که آن نردبان به یک سطح بام صاف، همانند یک فلات رسیده است!